تبلیغات
نگارستان - مهر ماه

ادعا نمی کنم بهترینم ولی خوشحالم که بهترین ها مرا برگزیده اند

مهر ماه

تاریخ:پنجشنبه 7 مهر 1390-06:39 ب.ظ

چند روزیست که میزبان باد های پائیزی هستیم. با وجود این که سال هاست خودم معلم شده ام و اینک در آستانه بازنشستگی به سر می برم ولی باز بوی پائیز برایم تداعی کننده بوی کیف و کتاب و دفتر و قلم نو بود که تا مدتها بوی نویی شان در اتاقم می پیچید. روزهای اول مدرسه با چه وسواسی از وسایلم مراقبت می کردم. می خواستم تا آخر سال همان بو را داشته باشند. حسی زودگذر که فقط تا یک هفته دوام داشت .

 

هنوز هم با پائیز به وجد می آیم و هوس نویی می کنم. دلم می خواهد باز لباس مدرسه به تن کنم و در میان شادی و غوغای بچه ها خودم را گم کنم. پا به دنیایی بچگانه بگذارم و از آن لذت برم. بخندم، بدوم، و بازی کنم، فارغ از تمام دنیای بزرگانه ای که برای خود ساخته ام. این دنیا دیگر محصور باید ها و نباید های ساختگی نیست. بی انتهاست. بی غل وغش، آرام و راحت و بی دغدغه. راحت می خندی، راحت می گریی و راحت تر همه را فراموش می کنی.

روزهای اول مهر ...
روزهای پر از شادی و دلهره.

ماه مهر است و دلم مدرسه ای می خواهد
به بزرگی دل خسته این شاگردان

با صفا مدرسه ای دور ز هر تجدیدی
همه اش جمعه به تعطیلی یک تابستان

مکتبی کاش بسازیم در این نزدیکی
تا در آن کودک دانش نشود سرگردان


یا معلم نکند بسته ده تایی را
تا سر برج دگر قرض برای مهمان

کاش می شد ننویسند به چشمی پر آب
کودکان بر دل خون پدر بابا نان

من نمی دانم اگر باز قطاری باشد
جامه را مشعل مهری کند آیا دهقان


 
روبهک قالب ناچیز پنیری را باز
می رباید به فریب از نوک زاغی خوشخوان


 
مرده گاوی که دهد شیر به کوکب خانم
بر سر سفره او سر زده آید مهمان

فصل باران گهرهای فراوان شاید
رفته از جنگل خوش آب و هوای گیلان

گفته تصمیم گرفته است که کبری امشب
تا کتابش نشود خیس به زیر باران

از قضا گرگ به این گله زده از غصه
تا به فریاد نخندد ز دروغی چوپان

اکرم عاطفه ها گشته سه روزی بیمار
موش بدجنس شبی خورده هما را دندان

مشق شب گر که نوشتیم و کتابی خواندیم
مقصد آن است که از این همه باشیم انسان  

 

سال تحصیلی جدید بر همه ی دوستان مبارک باد




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات()