تبلیغات
نگارستان - تک بیت ها و شعر های ناب که در ذهن و زبان ما رسوب می کند

ادعا نمی کنم بهترینم ولی خوشحالم که بهترین ها مرا برگزیده اند

تک بیت ها و شعر های ناب که در ذهن و زبان ما رسوب می کند

تاریخ:دوشنبه 17 مرداد 1390-12:35 ق.ظ


***

جام و سبو شکسته ام ای مرگ مهلتی

تا توبه ای که کرده ام آن نیز بشکنم

(یحیی دولت آبادی)

***

فغان که فرصت دیدن به سوی هم ندهند

غرور حُسن تو را، شرم دوستی ما را

(عاشق اصفهانی)

***

از دشمنان برند شکایت به پیش دوست

چون دوست دشمن است، شکایت کجا بریم

(سعدی)

***

خنده رسوا می نماید، پسته بی مغز را

چون نداری مایه، از لاف سخن خاموش باش

(صائب)

***

از سر کویت نبردم حاصلی جز خون دل

پاکدامان آمدم، آلوده دامان می روم

(خاقانی شیرازی)

***

دارم امید که از راحت دل دور شود

آنکه ای راحت دل از تو جدا کرد مرا

(ابوالحسن ورزی)

***

از  رفتن جانان ز برم رفتن جان بِه

عمری که به تلخی گذرد مردن از آن بِه

(شرف قزوینی)

***

بازویم هر قدر یارا داشت یاران را گرفت

چون فشاندم آستین در دست جز مارم نبود

(معینی کرمانشاهی)

***

دانی چرا کنند نهان گنج زیر خاک؟

یعنی که خاک بر سر اسباب دنیوی

***

به ناله های دلم گوش کن، که تا شنوی

چه شکوه ها ز جفای زمانه درمن هست

(محمد نوعی)

***

شب وصل است و می نالم که شاید چرخ پندارد

که باز امشب، شب هجرست و دیر آرد به پایانش

(سحاب اصفهانی)

***

به هر شاخی که بنشستم، پری بشکست صیادم

بکام دل نکردم گرم، هرگز آشیانی را

(والی کردستانی)

***

دیدم نوشته اند بدیوار این کهنه رباط

با خط دلپذیرکه این نیز بگذرد

(شرار اندیشه)

***

شد از فشار گردون موی سفید و سر زد

شیری که خورده بودم در روزگار طفلی

(صائب)

***

روزی که دلت پیش دلم بود گرو

دامان مرا سخت گرفتی که مرو

***

حالا که دلت به دیگران مایل شد

کفش کج من راست نمودی که برو

***

مریض مصلحت خویش را نمی داند

به تلخ و شور طبیعت زمانه قانع باش

(صائب)

 

صد بار بدی کردی و دیدی ضررش را

نیکی چه بدی داشت که یکبار نکردی

***

به پیغامی مرا دریاب اگر مکتوب ننویسی

که بلبل در قفس از بوی گل خشنود می گردد

(مفیدی)

***

از نوازش های حسن و از گدازش های بخت

بایدم خندید در این پرده یا رب یا گریست؟

(ژاله قائم مقامی)

***

حرمان به رنج افزوده شد (گلچین) به غم فرسوده شد

گر ای طبیب درد من از حالم آگاهی بیا

(گلچین معانی)

***

به پرسش دل من آئی آن زمان که مرا

برای گفتن درد درون، زبانی نیست

(عارف)

***

بیچاره تر ز ماست بر او رحم واجب است

هرکس که گوید از خوشی روزگار ما

(نادم لاهیجانی)

***

هنوز گوئی آنجا که دی قدم زده ایم

به خاک نم زده ی باغ جای پای توست

درخت ها همه بر جا و گلبنان بر جا

کنار برکه تو، گوئی قد رسای توست

(پروین بامداد)

***

وفا داری مدار از بلبلان چشم

که هر دم بر گل دیگر سرایند

(سعدی)

***

بیهوده (غمام) از غم دل می کنی افغان

هرگز پی این شام سیه صبحدمی نیست(غمام)

***

هزار دل شکند تا یکی بدست آرد

فلک طبیعت شاگرد شیشه گر دارد

(صائب)

***

بسکه بد می گذرد زندگی اهل جهان

مردم از عمر چو سالی گذرد عید کنند

(صائب)

***

مرد باید که در کشاکش دهر

سنگ زیرین آسیا باشد

(سعدی)

***

جگر در تاب و دل تیره ز آهست

ترحم کن ترحم شأن شاهست

***

در محفلی که خورشید اندر شمار ذره ست

خود را بزرگ دیدن شرط ادب نباشد

(حافظ)

***

غم بی حد و درد بی شمار و من فرد

یا رب چه کنم که صبر نتوانم کرد

یا درد باندازه درمان بفرست

یا حوصله ای بده باندازه درد

(مشتاق اصفهانی)

***

وزیدی ای صبا بر هم زدی گلهای رعنا را

شکستی زان میان شاخ گل نورسته ما را

***

تابوت من آهسته ز کویش گذرانید

چون نیست امیدم که بیایم دگر آنجا

(اهلی خراسانی)

***

اقبال خصم گر چه بلند است غم مدار

فواره چون بلند شود سرنگون شود

(لا ادری)

***

روزگار این سان که خواهد بی کس وتنها مرا

سایه هم ترسم نیاید دیگر از دنبال من

(شهریار)

***

هزار خویش که بیگانه از خدا باشد

فدای یکتن بیگانه کاشنا باشد

***

خوب کردی وقت رفتن آمدی دیدی مرا

گر نمی دیدی مرا دیگر نمی دیدی مرا

(جغتایی)

***

دوباره آمدی ای سیل غم نمی دانم

دگر ز کلبه ی ویران من چه می خواهی؟

(بهار)

***

می نویسم سخن آتش دل بر کاغذ

جای آنست اگر شعله فتد بر کاغذ

چون قلم سوزی از آتش دل نامه من

اگر از آب دو چشمم نشدی تر کاغذ

(هلالی جغتایی)

***

معذور دارمت که مرا برده ای ز یاد

کبر و غرور حسن، فراموشی آورد

(محیط)

***

سفله را قوت مده چندانکه مستولی شود

گرگ را چندانکه دندان تیزتر خونریزتر

(سعدی)

***

ای که می پرسی ز محبت ها گریزانی چرا

در بساطم وقت ضایع کردنی کم مانده است

(صائب)

***

عاقبت ما در قمار زندگانی باختیم

گرچه تکخال جوانی در بساط انداختیم

***

به تواضع های دشمن تکیه کردن ابلهی است

پایبوس سیل، از پا افکند دیوار را

(غنی کشمیری)

***

جز خون دیده، زینت دامان ما نشد

در پای هر گلی که گشودیم دامنی

(وصال شیرازی)

***

ز دنیا چون بریدی قطع کن پیوند عقبی را

که تیغ همت مردان این میدان، دو دم دارد

(کلیم کاشانی)

***

مرا مادر دعا کرده است گویی

که از تو دور بادا آنچه جوئی

(نظامی)

***

ای دوست چو می نشینی بسر تربت ما

شکرانه آن یاد کن از حسرت ما

(آذر بیگدلی)

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
habib
یکشنبه 21 مهر 1392 07:25 ب.ظ
ما که کوک نشدیم
ولی تشکر فراوان بابت زحمات شما


چای دم کرده ی لب های تو را می خواهم
من وَرَم کرده ی لب های تو را می خواهم

آن قَدَر دور و بر خانه یتان می پلکم
که تو را مثل نبات ِ تهِ فنجان بمکم!

شمیم زمانی


انـار شــو کـــــــه تمــــام لب تــــــو را بمکم
به بغضم این همه سوزن نزن که می ترکم

محمد سعید میرزایی

تو همانی که دلم لک زده لبخندش را
او که هرگز نتوان یافت همانندش را

کاظم بهمنی


من نه آنم که دوصد مصرع رنگین گویم
من چو فرهاد یکی گویم و شیرین گویم!
کهفی پیشاوری

ما اگر مکتوب ننوشتیم عیب ما مکن
در میان راز مشتاقان قلم نامحرم است
فیضی دکنی


مکانی برایت به از دل ندارم
اگر عیب این خانه تنگی نباشد
اکسیر قمی

هرگز نکند ز لطف سویم نظری
خاصیت روزگار دارد چشمت
احمدخان گیلانی


گر طبیبانه بیائی به سر بالینم
به دو عالم ندهم لذت بیماری را
سیف‌الله فرغانی


گفتم‌ار عاشق‌شوم گاهی‌غمی خواهم کشید
من چه دانستم که بار عالمی باید کشید
اهلی شیرازی


عشق‌بازی‌راچه‌خوش، فرهادمسکین‌کرد و‌ رفت
جان‌شیرین‌را فدای جان شیرین کرد و رفت
فرخی یزدی


شوق ما قاصد بی‌درد کجا می‌داند؟
آن‌قدر شوق تو دارم که خدا می‌داند
صائب تبریزی


روم به خواب كه شاید تو را به خواب بینم
كجاست خواب؟ مگر خواب را به‌خواب بینم
نجات اصفهانی

در ره عشق به سر تیشه زدن آسان نیست
كرد فرهاد در این مرحله شیرین كاری !
صائب

از ضعف چنان شدم كه بر بالینم
صد بار اجل آمد و نشناخت مرا
شوقی ساوه‌ای

خواب در عهد تو در چشم من آید؟ هیهات
عاشقی كار سری نیست كه بر بالین است
سعدی


چشم سرمست تو را عین بلا می‌بینم
لیك ابروی تو چیزی است كه بالای بلاست
سلمان ساوجی


تا چشم تو دیدیم ، ز دل دست كشیدم
ما طاقت تیمار دو بیمار نداریم
كلیم كاشانی

جان من زنده به تأثیر هوای لب توست
سازگاری نكند آب و هوای دگرم
سعدی

بهار
چهارشنبه 23 مرداد 1392 09:14 ق.ظ
عالی بودن ممنونم
زهرا
یکشنبه 2 تیر 1392 07:40 ب.ظ
اصلا کارتون درست نبود
دوستان اگر به این لینک مراجعه کنند متوجه امر میشوند
محمد رحیمی
سه شنبه 16 اسفند 1390 06:15 ب.ظ
سلام استاد .
واقعا از بهترین ابیاتی بود که تا حالا دیدم .
ممنون!
پاسخ عبدالرضا بردبار : خواهش می کنم
دست شاعرانش درد نکند !
تشکر ویژه از لطف دائم شما .
علیرضا نیک پور
چهارشنبه 28 دی 1390 12:33 ق.ظ
سلام واقعا" تک بیت های زیبایی بود ممنون
اسماعیل هادی پور
چهارشنبه 21 دی 1390 02:27 ق.ظ
باعرض سلام وادب خدمت استاد

بسیار عالی . استقاده کردم واز لطف شما متشکرم .
مسعود جعفری
یکشنبه 3 مهر 1390 04:28 ب.ظ
سلام.
ابیات حرف نداشت.مدتهادنبال یه این چنین گلچینهای قشنگی بودم.
خواهشا باز هم از این نوع ابیات روی وبلاگ قرار بدین.ممنون.
عباسی
جمعه 21 مرداد 1390 11:45 ب.ظ
سلام مجدد
راستی كاش ترتیبی می دادیدكه باIEهم براحتی بشه نگارستان رانظاره كرد
پاسخ عبدالرضا بردبار : سلام
ممنون از لطف و پیشنهاد های خوبتان
چشم
عباسی
جمعه 21 مرداد 1390 11:44 ب.ظ
سلام
جناب استادبردبارطاعات وعبادات قبول
بنده هم خواستم دخالت غیرمجازكنم ویكی ازاین تك بیتهاراتقدیم كنم ولی نتونستم دیلش هم معلومه جناب سعدی بزرگ چنان این روح راباغزل هاش تسخیركرده كه ترسیدم یه تك بیت بنویسم.پس كل غزلیات سعدی(حداقل)تقدیم به شماوهمراهان نگارستان.امروزكلاباسعدی بودم باآوازهای ناب نوامركب خوانی.
پاسخ عبدالرضا بردبار : سلام
شعر «ایشان » !!! همه بیت الغزل معرفت است !
تشکر ویژه از لطف و نظر صائب جنابعالی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.