تبلیغات
نگارستان - شعر معلم و شاگرد

ادعا نمی کنم بهترینم ولی خوشحالم که بهترین ها مرا برگزیده اند

شعر معلم و شاگرد

تاریخ:سه شنبه 14 تیر 1390-12:20 ب.ظ

سلام
بعضی از دوستان  شعر معلم و شاگرد از خانم سیمین بهبهانی  را که به مناسبتی سر کلاس خوانده بودم خواسته اند
تقدیم به شما :

سیمین بهبهانی


معلم و شاگرد

بانگ برداشتم : آه دختر
 
وای ازین مایه بی بند و باری
 
بازگو ، سال از نیمه بگذشت
از چه با خود كتابی نداری ؟
می خرم ؟
 
كی ؟
همین روزها
 
آه
 
آه ازین مستی و سستی و خواب
 
معنی ی وعده های تو این است
 
نوشدارو پس از مرگ سهراب
از كتاب رفیقان دیگر
نیك دانم كه درسی نخواندی
دیگران پیش رفتند و اینك
 
این تویی كاین چنین باز ماندی
 
دیده ی دختران بر وی افتاد
 
گرم از شعله ی خود پسندی
 
دخترك دیده را بر زمین دوخت
شرمگین زین همه دردمندی
گفتی از چشمم آهسته دزدید
چشم غمگین پر آب خود را
 
پا ،‌ پی پا نهاد و نهان كرد
پارگی های جوراب خود را
بر رخش از عرق شبنم افتاد
چهره ی زرد او زردتر شد
 
گوهری زیر مژگان درخشید
دفتر از قطره ای اشك ، تر شد
اشك نه ، آن غرور شكسته
بی صدا ، جسته بیرون ز روزن
پیش من یك به یك فاش می كرد
 
آن چه دختر نمی گفت با من
 
چند گویی كتاب تو چون شد ؟
 
بگذر از من كه من نان ندارم
 
حاصل از گفتن درد من چیست
دسترس چون به درمان ندارم ؟
خواستم تا به گوشش رسانم
 
ناله ی خود كه : ای وای بر من
وای بر من ، چه نامهربانم
 
شرمگینم ببخشای بر من
نی تو تنها ز دردی روانسوز
 
روی رخسار خود گرد داری
 
اوستادی به غم خو گرفته
همچو خود صاحب درد داری
 
خواستم بوسمش چهر و گویم
ما ، دو زاییده ی رنج و دردیم
 
هر دو بر شاخه ی زندگانی
برگ پژمرده از باد سردیم
لیك دانستم آنجا كه هستم
 
جای تعلیم و تدریس پندست
 
عجز و شوریدگی از معلم
 
در بر كودكان ناپسندست
بر جگر سخت دندان فشردم
در گلو ناله ها را شكستم
 
دیده می سوخت از گرمی  اشك
لیك بر اشك وی راه بستم
با همه درد و آشفتگی باز
 
چهره ام خشك و بی اعتنا بود
 
سوختم از غم و كس ندانست
 
در درونم چه محشر به پا بود !

سیمسن بهبهانی

کتاب رد پا




نوع مطلب : شعر 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
دوشنبه 9 اردیبهشت 1392 05:44 ب.ظ
http://static.mihanblog.com//public/rte/images_new/smiles/2.gif
دوشنبه 20 تیر 1390 01:46 ق.ظ
معلم پای تخته داد میزد
صورتش از خشم گلگون بود
و دستانش به زیر پوششی از گرد پنهان بود
...
.....
......
........
...................... یک با یک برابر نیست
من عاشق این شعرم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.